قرار بود پنجشنبه سحر راه بیفتیم ولی مثل خرس خوابیدیم و ساعت 8 صبح راهی شدیم با ماشین.تو راه یجا صبحانه خوردیم. حدود ساعت یک ظهر بود که رسیدیم بالاخره. رفتیم عمارت شیران، یکم استراحت کردیم و راه افتادیم عصرش.
ساعت 3:30 بود که رفتیم بریونی اعظم خوردیم با آبگوشت مخصوص اونجا.بعد رفتیم دوغ و گوشفیل عدالت خوردیم :)))اصن اصفهان رفتن ما از فیلم «مگه تموم عمر چندتا بهاره» شروع کار شد.چقدر اصفهان رو خوب به تصویر کشیده سروش صحت.بعدش پیاده رفتیم تا چهل ستون خالی از آب و هشت بهشت و سی و سه پل خالی تر...از ا
برچسب:
نویسنده: پویان حسینپور
از نه اسفند که با پای پیاده از ونک تا آرژانتین رفتم و مریمو با موتور آقای برزیده فرستادیم خونه، تا بدو بدو رفتمون تا خونه پسته اینا و دیدن و شنیدن صدای جنگنده وسط پیروزی و دیدن انفجار ته پیروزی، تا رفتن تهرانپارس و بعدم سمنان و دوباره قبل عید سرکار رفتن و موندن تهران.اون چند روز که تهران موندیم، هم از پنجره بابا اینا انفجار ته پیروزی رو میدیدیم هم تهرانپارس همش صدا میشنیدیم.
عید امسال شمال بودیم، بعد رفتیم سمنان. مامان اینایی پسته کهچهل روز سمنان موندن. چه گذشت برماااااااا...۲۲ فروردین دوبار
برچسب:
نویسنده: پویان حسینپور
دوست داشتم بریم مشهدو... چهارشنبه شب ساعت ۲۱:۲۱ رفتیم
سمنان که بودیم شب آخر شام غریبان بهش گفتم دیگهچون که... تولدش بود و شلوار لازم داشت. با قطار ۴ نفره رفتیم و یه کوپه دربست گرفتیم. جا هم که همون مکان پیشنهادی عمو. رفتیم وسیله هامو گذاشتیم و رفتیم حرم. بعد پسران کریم و بعدم بازار. شبم رفتیم کوهسنگیروز دوم رفتیم حرم دوباره، بعد بازار و بعدم شاورمای بعلبکی. بقیه غذامونم قسمت یه سرباز شد. تو راه برگشت رفتیم مضیف و چای باقلوا خوردیم.همون شب دوباره با قطار ۴نفره برگشتیم. خداروشکر شنبه تا دوشنبه تع
برچسب:
نویسنده: پویان حسینپور